تاريخ : یکشنبه سی ام آذر 1393 | 22:26 | نویسنده : ....
وقتی رفت...
دیگه مهم نیست کِی،
دیگه مهم نیست کجا،
حتی چطور!

وقتی رفت...
تو می مونی و یاد لبخندی که فراموش نمی شه و
یک دل سیر گریه 
که همیشه به خودت بدهکاری...

اس ام اس عاشقانه جدید ویژه شب یلدا

شب یلدای من آغاز شد
نه سرخی انار
نه لبخند پسته
نه شیرینی هندوانه
بی تو یلدا زجر آورترین شب دنیاست …



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 22:0 | نویسنده : ....

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ,

خیلی شلوغ ,

وایستم اون وسط نگات کنم!

بگم اینارو میبینی؟

بگی آره!

بگم تو هیاهوی همه این آدما ,

بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده ,

دلم برای تو تنگ میشه... ♥♥


صداهاشونو می شنوی؟

بگی آره!

بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده... ♥♥

بگم حالا چشماتو ببند ,

بگو چه حسی داری!

بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه ,

بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه ..... ♥♥

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 21:58 | نویسنده : ....

منصفانه جدا می شویم ...

تو برای خودت زندگی میکنی ...

من برای خودم می میرم ...!!

***

تـمــام مــن 
پــای حـضـــور  ســـرد  کـسـی سـوخـتــه اسـت
کــه بـــود و هـیـچ وقـت نـبـــود ...
کــه رفـت و هـمـیـشـــه هـسـت !!



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 21:50 | نویسنده : ....

در اوزاکای ژاپن، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت.
مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود.
صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد. مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد.
قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد!
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد.
وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید.
صاحب مغازه در پاسخ گفت: مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد.
این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود.
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر، خوب و باارزش است.



تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 19:48 | نویسنده : ....
یــه بـار هـم مـاشـیـن و بـرداشـتـیـم و بــا بـچـه هـا رفـتـیـم بـیـرون….
حـالا صـدای ضـبـط تـا آخـر زیـاد هـمـه هـم داشـتـیـم مـی رقـصـیـدیـم تـو مـاشـیـن,خـلاصـه یـهـو یــه افـسـرِ جـلـومـون رو گـرفـت گـفـت بـزن بـغـل…
مـنـم به بـچـه هـا گـفـتـم ادای ایـن بـچـه بـاحـالا و بـا مـعـرفـتـها رو در بـیـاریـن بـیـخیال شـه جـریـمـه نـکـنـه
خـلاصـه پـلـیـسـه گـفـت ایـن چـه وضـع رانـنـدگـیـه؟
مـاشـیـن بـایـد بـخـوابـه پـارکیـنـگ!!!
یــهـو مـنـم قـاطـی کـردم گـفـتـم مـیـدونـی مـن کـی هستم؟؟؟
اصـلا حـواسـت هـسـت بـا کـی داری حـرف مـیزنـی؟
بـگـم کـیـم ؟؟؟
بــــــگـــــم؟؟؟
رفیـقام هـم اومـدن جـلـو دهـنـمـو گـرفـتـن گـفـتـن بـیـخـیـال نـگـو بـهـش گـنـاه داره اخــراج مـیـشه….
افـسـره هـم رنـگشـو بــاخـت و آب دهـن قـورت داد گـفـت: نـه نـمـیـدونـم, بـبـخـشـیـد شـمـا کـی هــسـتـیـن؟؟؟
مـنـم بـا یـه صـدای خـسـتـه بـش گـفـتـم:
مــن یــه پــرنــدم ,آرزو دارم تـــو بــاغــم بــاشــی…مــن یــه خــونــه ی سـرد و تــاریــکــم…
(بـچـه هـا هـم دس مـیـزدن)
هـیـچـی دیـگ هـمـگـی دور هــم بـا افـسـره کـلـی خـنـدیـدیـم و گـفـت بـاهـاتـون کـلـی حـال کـردم بـچـه هـای بـاحـالـی هـسـتـیـن
آخـر سـر هـم ۵۰ تـومـن جـریـمـه شـدیـم و مـاشـیـن هـم رفـت پـارکـیـنـگ و بــانـدهـاش هـم بـاز کـرد و خــودمـون هـم بـردن تست اعـتـیـاد دادیـم و هــمـه چــی بـه خـیـر و خـوشـی تـمـوم شـد



تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 19:43 | نویسنده : ....

یا نُورُ یا بُرْهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِّ اِکْفِنى الْشُّرُورَ وَ افاتِ الدُّهُورِ وَ

اى نور و اى دلیل روشن و اى آشکارکننده اى نوربخش پروردگارا کفایتم کن از شرور و آفات روزگار و

اَسْئَلُکَ النَّجاةَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ

از تو خواهم رهایى را در روزى که دمیده شود در صور



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 | 21:17 | نویسنده : ....
 
 
 
 
 
دست های تو 
 
تمام دنیای من است
 
و من همین حالا
 
تمام دنیا را توی دست هایم دارم
 
من دیگر هرگز
 
دلتنگ اشک هایم نخواهم شد
 
تو مثل باد
 
تمام قاصدک هایم را
 
که به شاخه درخت گیر کرده بود
 
رها کردی...
 
 
به سلامتــــی دختـــــــــــــــری

که وقتــــی عشقشو می بینـــه دلش پــر میکشـــه بپــره تو بغلــش

ولی نجــابتش نمیـــذاره...

به سلامتــــــــــی پســـــــــــری

که حتی یه بارم به خودش اجازه نداد

دستــش به عشـقش بخوره...

ولی پاش بیفتـــه دستـاشو واسه عشقش میده 


تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 | 21:8 | نویسنده : ....
وقتی زیادی دوسش داری..
حسود میشی...

حساس میشی...

چشم دیدن نگاهای بقیه رو نسبت بهش نداری...

چشم نداری ببینی به غیر از تو با بقیه هم حرف میزنه....

اینا همه از دوست داشتن زیاده اما ...

اون فکر میکنه دیوونه شدی و الکی بهش گیر میدی.



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 21:53 | نویسنده : ....

 ﺳﻼﻡ علي، ﻓﺮﺩﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ
ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻤﺖ .. ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺣﯿﺎﻁ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻡ
ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ..ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺨﻮﻥ .. ﺍﻣﺸﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ .. ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺷﺎﻡ

ﻣﻦ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﮐﻮﭼﮑﻢ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺶ ﺑﺎﺑﺎ ...
ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﺭﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ .. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎ
ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ . ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ... ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ .. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺎ
ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺻﻼ ﮐﺴﯽ ﻃﺮﻑ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺎﺩ ... ﻓﻘﻂ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﯾﻪ
ﺁﻗﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺎﺩ ﻭﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﻣﯿﺎﺭﻩ ... ﻋﻠﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ
ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﮐﻠﯽ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﻫﺮﭼﯽ
ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ... ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺮﯾﻢ
ﻭﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .. ﺁﻧﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ .. ﮐﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﻫﺴﺖ ..
ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺯﻣﺴﺘﻮﻥ
ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻠﺮﺯﯾﻢ.. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﻮﺍﺵ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺑﻪ ..
ﺷﺒﻬﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﯿﻢ .. ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻋﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ
ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﻏﺬﺍ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ .. ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺎ ﺍﮐﺜﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭﺗﻮ ﻫﻔﺘﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ
ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﺷﺘﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. ﺗﻮ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﺕ
ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .. ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ .. ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﻡ
ﺳﯿﺮ ﺑﺸﯿﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ .. ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ
ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﻩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺮﯾﻢ ... ﻋﻠﯽ ﺷﺒﺎ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺯﺩﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ..
ﻣﻦ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ ﻭﻣﺎﻫﻢ ﺩﺯﺩﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ...
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺍﺱ ﻋﻠﯽ .. ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﺑﻌﺪﺷﻢ ﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺒﺎ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯿﮑﻨﻪ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ .. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﻧﺶ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﮐﺘﺮ
ﻧﻤﯿﺮﻩ .. ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ .. ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﯿﺒﺮﻣﺶ
ﺩﮐﺘﺮ ﺧﻮﺏ ﺑﺸﻪ .. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻪ ﻭﻣﺎ ﺭﻭ
ﻣﯿﺒﺨﺸﻪ .. ﻋﻠﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﮔﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﺮ
ﻧﺰﺩ .. ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻦ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻭﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﺣﻤﺎﻡ
ﮐﺮﺩﯾﻢ .. ﺁﺧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻤﯿﺰ ﺑﺎﺷﯿﻢ .. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺷﺎﻡ
ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺗﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ..ﻫﻤﺶ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺶ ... ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﺎ ﺭﻭ
ﺑﺒﺨﺶ ... ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻏﺬﺍ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺮﯾﺰﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺍﻭﻟﺶ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪﺵ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ
ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﻓﺘﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ ...
ﻋﻠﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﺰﻧﻪ .. ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﭘﯿﺶ
ﺑﺎﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ .. ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻏﺬﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ . ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ
ﺑﯿﺎ ﺳﺮ ﺑﺰﻥ .. ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻋﻠﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

------------------------------------------------------------------

خدا كنه تا زنده هستيم و فرصتي هست دست يتيمي رو بگيريم و همدردشون بشيم: آهاي مردم بهشت واقعي رو ميشه راحت بدست آوردا



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 21:35 | نویسنده : ....
خیـــلی کم گذاشتی...
خیـــلی نبودی...
مــــــــــــن امـــــــــــــا...
کــــم نگذاشتــــم....
کـــــــــــــم بـــرداشتم...
که تــــو  کم نیـــــــــــــاری...
هـــــــر چیــز با ارزشی بود به تــــــو بـــخـــشیدم
عــــــــــــــــــشــــــقــــــــــــم!!!
غـــــــــــــــــــرورم!!!
ســـــــــــــــــــــــــــادگـــــــی ام!!!
بـــــــــــاورم...
و زندگیـــــــــــــــــــم!!!
دیـــــگـــــــــــر چیزی برایــــــــــم نمـــــــــانده
بـــــــــه جــز "تــــــــــو"...
که تو راهم بخشیدم...
به دیگــــــــری...

///////////////

ﻋﻠﻢ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؛ﻣﺜﻞ
ﯾﮏ ﺧﻮﻥ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﯾﺎ ﯾﮏ ﺟﺮﺍﺣﺖ ....
ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺳﮑﺘﻪ ﻗﻠﺒﯽ ﺷﻮﺩ ...
ﺩﻭﺳتان ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ...
ﻫﻢ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺩﻝ ﺧﻮﺩتان ﺑﺎشید
ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ...
ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻫﻨﺮ ﻧﯿﺴﺖ .....
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﻋﻮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎشید

/////////////////

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی                                                                                                                                                                                                                                                                                 ولی بی دوست میمیرم دراین مرداب تنهایی



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 21:15 | نویسنده : ....
گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن.
زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن
شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:


.:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::


خدایا! ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده....



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 21:11 | نویسنده : ....
روزی می رسد که درخیال خود جای خالی ام را حس کنی.....

  در دلت با بغض بگویی:

کاش اینجا بود

اما من دیگر

به خوابت هم نمی آیم...

************

چون سرابی در کویر                چون خیالـــی دلپذیر

رفتــــــه بودی آمدی                امَا چه دیر امَا چه دیر

***********

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک کاغذ بنویسی
تعطیل است .
و بچسبانی پشت شیشه افکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی
بگذار منتظر بمانند …



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 18:1 | نویسنده : ....
 
ما که از عشق حسین (ع) دم میزنیم
کوچه ها را رنگ ماتم میزنیم
پس چرا هر لحظه با رفتار خود
بر دل صاحب زمان (عج) غم میزنیم
****************************

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...



تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393 | 17:7 | نویسنده : ....

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت

حسی شبیه آنچه که یک جسم بی جان داشت

 

می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید

لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

 

با حال آن روزم میان خاطرات تو

باران نمی بارید... ، اگر یک ذره وجدان داشت



تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 15:39 | نویسنده : ....


0 

0 

0



این نیز بگذرد

دیدی که سخت نیست تنها بدون من!

دیدی صبح می شود شب ها بدون من!

این نبض زندگی

بی وقفه می زند!

فرقی نمیکند .

 

 

با من ... بدون من...!

دیروز گرچه سخت...

امروز هم گذشت...

طوری نمی شود...

فردا بدون من

*****

ﮔﺎﻫﯽ باید نبخشید  ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽنباید  ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻱ! 
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ! 
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!

******

يك نفر دل به شما بست،همين ست كه هست       

        اگر او عاشق اگر مست،همين ست كه هست

                          بي تو اين ثانيه ها را نفسي بند نبود                         

                        اسم اين فاجعه عشق ست،همين ست كه هست

                         مثل جنگاور رومي كه براي تو نهد                

                       جان خود را به كف دست،همين ست كه هست

                        بايد از دلخوري باغچه پرهيز نكرد         

                         اگر او با دل ما هست،همين ست كه هست

                        با تو از فاصله معناي عجيبي دارم           

                        گاه اندازه ي يك شصت،همين ست كه هست

                        دل ما منگنه ي نامه ي ديدار شماست                       

                        ميرسد باز به پيوست ،همين ست كه هست

                       باز پيغام دلم را به نگاهت برسان                        

                       كه كسي دل به شمابست،همين ست كه هست

                       شاعر:رضا نظری

 



تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر 1393 | 19:2 | نویسنده : ....

 البته اگه معتاد نشه و از ديدن تبعيض بين فقير و غني تو خیابونا عقده ای و داغون نشه و واسه خرج زندگی محتاج نشه که دزدی کنه و ازش واسه جابجایی مواد سوء استفاده نشه و کسی که دوسش داره را با یه چاقال پولدار نبینه... آینده خوبی در انتظارشه اگر به دادش برسيم...



تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر 1393 | 18:45 | نویسنده : ....

کسی با من حرف نزنه 
چون در حد من نیستید
.
.
.
.
.
.
ما دیشب شام نون سنگک و 
گوجه تخم مرغ داشتيم

 

 



تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر 1393 | 18:27 | نویسنده : ....
از خدا که پنهون نيست ازشما چه پنهون
ﺩﺭﻭﻍ ﭼﺮﺍ؟ 
ﺟﻮﺍنان قديم ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ !
.
.
.
.
.
.
.
.
مثـــلا :

● ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺳﺎﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪٔ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺟﯿﻢ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ ....
● ﻗﺒﻠﺶ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﯼ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻭ ﺳﻦ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ....
● ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ....
● ﺷﺐ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﯾﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﯾﺎ ﺳﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ...
● بله ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ....

ﺷﻬـــــــــــــﺪﺍ ! 
اي بهترين يواشکي هاي دنيا 
ﺷﻤﺎﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﺪ !
ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺧﻠﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ...
"آخر ديگر ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳت....



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 21:59 | نویسنده : ....
منزه است خدا؛

ای گشایش دهنده گرفتاری ها،

ای برطرف کننده غم ها،

در کار مهم من گشایش قرار ده و امر مرا آسان کن و به ضعف و بیچارگی ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی برم، روزی بده ای پروردگار جهانیان



تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان 1393 | 22:47 | نویسنده : ....

خبر آسمانی شدن «مرتضی پاشایی» بسيار تلخ و ناراحت كننده بود. من كه خيلي وقتها تو ناراحتيام و تنهاييام با آهنگهاش زندگي كردم....



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 | 23:19 | نویسنده : ....

همانقدر که زن را باید فهمید....!
مرد را هم باید درک کرد...
همانقدر که زن "بودن" میخواهد...!
مرد هم "اطمینان" میخواهد...
همانقدر که باید قربان صدقه روی ماه 
بی آرایش زن رفت...."
باید فدای "خستگی های "مردهم شد...
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد....
" کلافگی های مرد " را هم باید فهمید...
خلاصه ،مرد و زن ندارد...
به نقطه ی "ما" شدن که رسیدی!!
"بهترین "باش برایش...
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمیکند...

 

خدایا

هفت میلیارد نفر مال تو

این یک نفر مال من



تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 18:32 | نویسنده : ....

در اخبار فقط صورتش را نشان دادند که یک تار مو هم در آن نبود، با خود گفتم این عزیز حتما جانباز شیمیایی است و شیمی درمانی کرده است … دیگر نمی دانستم که دست هم ندارد … خاک پایت سرمه چشمانم که دستت را مقابل آقا پنهان کردی تا دلش بیشتر نشکند…قربان اخلاصت…فدای دست قطع شده و صورت چروک افتاده ات…علمدار کربلا با همان دستهای قلم شده اش دستت را بگیرد…

 nf00361528-1

 

 



تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 13:26 | نویسنده : ....

بیقرار كه می شوم...

تمام قرارهایمان یادم می آید...

محو تصویرهایی می شوم كه روزگاری رویایمان بود ...

بیقرار كه می شوم.....

دوباره با چشمهایت در چشمهایم نقش می زنی و....

طعم تلخ نبودنت بی قرارترم میكند ...
.
.
.
.
.
.
.
.
قرارمان بی قراری نبود !!!!

حیف... قرارمان را فراموش کرديم .....



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 21:31 | نویسنده : ....

افرادی که به لپ تاپ، تلفن همراه هوشمند و تبلت‌ها معتاد هستند در مورد خطرات وای‌فای هشدارها را جدی بگیرند. بررسی محققان جهانی نشان می‌دهد که استفاده از اینترنت وای‌فای سلامت شما را تهدید می‌کند.

اگر از کاربران مشتاق اینترنت سؤال کنید که یکی از اختراعات مهم بشر چیست، به‌طور حتم بین گزینه‌های مختلف از وای فای هم نام می‌برند. اینترنت پر سرعت و بدون سیم به راحتی ما را به دنیای مجازی بزرگی متصل می‌کند تا با افراد مختلف در ارتباط باشیم و اطلاعات مورد نیازمان را راحت‌تر و بدون نیاز به کابل و سیم دریافت کنیم. اما در مورد سلامت این اینترنت‌ها حرف و حدیث‌هایی وجود دارد.
 
شاید برای‌تان جالب باشد بدانید که تکنولوژی وای‌فای برای اولین بار در سال 2007 به دنیای مجازی معرفی شد و از آن زمان تا کنون محققان هم بیکار ننشسته‌اند و تحقیقات مختلفی انجام داده‌اند که نتایج این پژوهش‌ها تا حدودی شما را متعجب می‌کند. وای‌فای می‌تواند اثرات منفی مختلفی را بر سلامت مغز بر جای بگذارد که این موضوع در مورد کودکان بیشتر اهمیت دارد. سردرد، خستگی، اختلالات خواب، مشکلات گوارشی، اختلال در عملکرد مغز و حافظه، استرس و حتی افسردگی را به وای فای و اشعه‌های آن نسبت می‌دهند. پس بعضی از خطرات را جدی بگیرید و خودتان را از صبح تا شب به اینترنت بی‌سیم وای فای وابسته نکنید.
 
ارتباط وای فای با بی‌خوابی
 
تا به حال برای‌تان پیش آمده که شب‌ها بعد از ساعت‌ها کار کردن با اینترنت گوشی موبایل بی‌خوابی سراغ‌تان آمده باشد؟ البته این موضوع مشکل تازه‌ای نیست و پژوهشگران از سال 2007 درمورد ارتباط بین وای فای و تاثیر آن بر الگوی خواب تحقیقاتی را انجام داده‌اند. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد امواج با طول موج پایین که از تلفن‌های همراه ساطع می‌شود، بر خواب شما تاثیرگذار است. در واقع افرادی که در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار دارند در الگوی خواب‌شان تغییرات قابل توجهی دیده می‌شود و نسبت به سایرین دیرتر به خواب می‌روند.
 
این پرتوها بر مغز تاثیر می‌گذارند.بنابراین متخصصان به شما توصیه می‌کنند هنگام خواب تلفن همراه با امواج وای فای را نزدیک خودتان قرار ندهید یا هنگام خواب مودم‌تان را خاموش کنید تا هیچ سیگنالی در اطراف شما وجود نداشته باشد و در برنامه خواب تان مشکلی ایجاد نشود.در بسیاری از افراد کمبود خواب احتمال بروز سایر مشکلات جدی و بیماری‌های دیگری را به دنبال دارد. افسردگی یا فشار خون بالا هم با نداشتن خواب کافی در ارتباط است.
 
تاثیر منفی بر رشد کودکان
 
وقتی کودکان به‌طور مداوم در معرض اشعه‌های وای فای قرار می‌گیرند در سیستم رشد آنها اختلالاتی ایجاد می‌شود. یافته‌های پژوهشگران استرالیایی این گفته را تایید می‌کند. در حقیقت این اشعه‌ها سنتز پروتئین‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب در فرآیند رشد مشکلاتی به‌وجود می‌آورد. در نتیجه ممکن است کودکان و نوجوان در سنین رشد پیشرفت قابل توجهی نداشته باشند و نسبت به سایر همسن و سالان‌شان کوتاه‌تر بمانند. بنابراین به والدین توصیه می‌شود در مورد استفاده فرزندان‌شان از اینترنت وای فای محدودیت‌هایی در نظر بگیرند تا کودکان از صبح تا شب مشغول کار کردن با انواع و اقسام وسایل الکترونیکی مانند موبایل، تبلت و لپ‌تاپ نباشند.
 
تاثیر در باروری مردان و زنان
 
شاید به گوش‌تان رسیده باشد که گرمای ایجاد شده در لپ‌تاپ‌ها در طولانی مدت بر قدرت باروری مردان تاثیر می‌گذارد. در حال حاضر پژوهشگران به مردان هشدار می‌دهند که در زمینه بروز مشکلات باروری فقط لپ‌تاپ‌ها را مقصر ندانند. نتایج بررسی‌های انجام شده در انسان و حیوانات آزمایشگاهی نشان می‌دهد که قرار گرفتن درمعرض اشعه‌های وای فای  تاثیرات منفی بر جای می‌گذارد.
 
نکته دیگر این است که فقط مردان در معرض ناباروی قرار ندارند، بلکه وای فای قدرت باروری خانم‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد . در نتیجه جنین شکل نمی‌گیرد. علاوه بر این یک موسسه پژوهشی سوئدی که در این زمینه تحقیقاتی انجام داده به خانم‌های باردار هم توصیه می‌کند که با اینترنت بی‌سیم به دستگاه‌های الکترونیکی مختلف متصل نشوند و خودشان را از محیط‌هایی که اشعه وای فای وجود دارد دور نگه دارند.
 
با سرطان ارتباط دارد؟
 
یکی از سؤالاتی که بعضی از کاربران وای فای را نگران کرده در مورد احتمال سرطان‌زا بودن وای فای است. در واقع سرطان‌زا بودن وای فای هنوز به اثبات نرسیده و در این زمینه اتفاق نظر مشخصی درمیان پژوهشگران و محققان جهانی وجود ندارد. با این وجود نتایج بررسی‌ها روی نمونه‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهد قرار گرفتن در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی احتمال بروز تومور‌های سرطانی را افزایش می‌دهد. به هر حال هنوز تحقیقات کمی روی نمونه‌های انسانی صورت گرفته است.
 
اختلال در عملکرد مغز
 
تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد کودکانی که در معرض اشعه‌های وای فای قرار دارند نسبت به سایرین تمرکز کمتری داشته و مغزشان عملکرد پایین‌تری دارد. دلیلش این است که وای فای، فعالیت‌های مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته فقط کودکان نیستند که مغزشان تحت تاثیر اشعه‌ها قرار می‌گیرد، بلکه وای فای زنان را بیش از مردان مورد هدف قرار می‌دهد. در یک تحقیق 15 مرد و15 زن داوطلب مورد بررسی قرار گرفتند و برای همه آزمون مشابهی برای سنجش حافظه در نظر گرفته شد. در ابتدا همه آنها در شرایطی آزمایش شدند که هیچ نوع اشعه وای‌فای در محیط وجود نداشت.
 
در این شرایط وضعیت هر دو گروه مشابه بود اما در مرحله بعد این افراد به مدت 45 دقیقه در معرض اشعه وای‌فای 2.4 گیگاهرتز قرار گرفتند و در همین زمان مشغول پاسخ‌دهی به تست حافظه بودند. در این شرایط وضعیت مغز هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد که فعالیت خانم‌ها و سطح انرژی‌شان نسبت به مردان به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است. این نکته برای خانم‌ها متاثرکننده است اما باید به مردها هم هشدار دهیم که خیال‌شان خیلی راحت نباشد و آنها هم اگر در معرض مداوم اشعه‌های وای فای باشند، تغییر ناخوشایندی در عملکرد مغزشان دیده می‌شود.
 
چطور از خطرات وای فای در امان بمانیم؟
 
این روزها همه ما با شبکه‌های اینترنت‌های مختلف محاصره می‌شویم و از محیط‌های کاری گرفته تا سایر فضاهای عمومی و حتی خانه و اتاق شخصی‌مان، از این خطرها در امان نیستیم. به همین دلیل دوری از اشعه‌هایی که در مورد خطرات‌شان حرف وحدیث‌هایی وجود دارد، دشوار به نظر می‌رسد. یکی از ساده‌ترین روش‌های کاهش خطرات این است که لپ‌تاپ، موبایل و تبلت‌ها را در نزدیکی بدن‌تان نگه ندارید و بعد از اینکه کارتان با این وسایل تمام شد، از آنها فاصله بگیرید. اگر از این دستگاه‌ها استفاده نمی‌کنید لزومی ندارد که از صبح تا شب در اطراف‌تان روشن باشند. به سرعت آنها را خاموش کنید تا ضمن استفاده از تکنولوژی، سلامتی‌تان را به خطر نیندازید.
 
منبع:برترین ها


تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 21:24 | نویسنده : ....
 چون وقتی محرم می آید

آقای هوشنگ گلکار! صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يك ماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

قدرت ا... سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!

جهانگیر خان! پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!

آقای وثوقی! تا پایان اربعین، تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!

منصور سرشانه، روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!

سیامک چشم چران! که پاتوقش، همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است، در دسته‌هاي عزاداری اسفند دود می‌کند!

نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از پاپی سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود!

حاج کربلائی ...!! مداح معروف شهر! بابت چند جلسه مداحی در روز،حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!

جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب، شیر ملّت را می‌دوشد!

هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا، اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با طبل و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند!

و بالاخره "کل یوم عاشورا" یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه و "کل ارض کربلا"یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

و به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!

 

و حسین (ع) همچنان مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم می‌رود

تا سال بعد!

تا یاد بعد!



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 21:21 | نویسنده : ....

ابن ریاح روایت می کند که:مرد نابینایی را که روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم.کسی علت نابینایی او را سئوال کرد.

جواب داد که:ما ده نفر رفیق بودیم که برای کشتن امام حسین علیه السلام بکربلا رفتیم.ولی من شمشیر وتیر ونیزه بکار نبردم. چون امام حسین علیه السلام کشته شد بخانه ی خود باز گشتم ونماز عشا خواندم و بخواب رفتم.

در عالم خواب شخصی نزد من آمد وگفت: رسولخدا صل الله علیه واله وسلم تو را می خواند بر خیز واجابت او کن. گفتم :مرا با رسولخدا چه کار است؟آن شخص گریبان مرا گرفت وکشان کشان نزد رسول خدا برد.

دیدم پیغمبر خاتم صل الله علیه واله وسلم در بیابانی نشسته وآستینهای خود را بالا زده وحربه ای در دست گرفته وفرشته ای برابر او ایستاده ودر دست او حربه است از آتش. نه نفر رفقای مرا کشت وبه هر کدام که ضربتی میزد سرتا پای انها را آتش فرا میگرفت ومیسوزانید.

من نزدیک رسول خدا صل الله علیه واله وسلم رفتم ومقابل او زانو بزمین زدم وگفتم: السلام علیک یا رسول الله. ولی ان حضرت جواب نفرمود ومدت زیادی مکث کرد پس از ان سر خود را بلند نمود فرمود:ای دشمن خدا هتک حرمت مرا نمودی وعترت مرا کشتی وحق مرا رعایت ننمودی وکردی آنچه کردی؟

گفتم:یا رسول الله بخدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم ونه نیزه بکار بردم ونه تیری انداختم . فرمود: راست گفتی ولی سیاهی لشگر کشندگان امام حسین علیه السلام را زیادی کردی نزدیک من بیا.

من نزدیک انحضرت رفتم دیدم طشتی پر از خون نزد اوست.به من فرمود :این خون فرزندم حسین توست.سپس از ان خون به چشم من کشید .چون بیدار شدم تاکنون چیزی را نمی بینم.



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 19:7 | نویسنده : ....

سلام آقا

هر چند لیاقت حرف زدن با شمارو ندارم

اما دلم نمیاد!دلم گرفته باشه و با شما حرف نزنم

شما که پیش خدا عزیزید

وساطت مابنده های عاصی رو بکنید

آقا دستمونو بگیرید

آقا همه چی درهمه!

دلامون گرفته...

روزا سخت میگذره...

از خدا بخواین صبر این شرایطم بهمون بده...



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 21:59 | نویسنده : ....
تا روز ے کــﮧ بــود ..،

دســت هــایــشـــ بــو گــل ســرخ مــے داد ..! 

از روز ے کــﮧ رفــت ..،

گــل هــای ســرخ
... 

بــو ے دســت هــاے او را مــے دهنــد . . .!



تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 21:20 | نویسنده : ....
درد دارد " امـــروز " حرفــــــــــــــــــی

بـــرای گفتــــن نداشــته باشــی

با کســــــــــی کــه تا " دیروز "

تمام حــرف هایــت را فقــط

به او می گفتــــی ... !!